‌قضاوت‌ شتابزده‌ اي‌ خواهيم‌ داشت‌ اگر بگوييم‌ و بپذيريم‌ كه‌ بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ در ميان‌ جوانان‌ صرفاً معلول‌ ناتواني‌ هاي‌ مالي‌ و ناشي‌ از مشكلات‌ اقتصادي‌ است.نسل‌ جوان‌ امروز با برخورداري‌ از امكان‌ تحصيلات‌ عالي‌ و كسب‌ مهارت‌ هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي، نگاهي‌ كاملاً متفاوت‌ با نسل‌ گذشته‌ به‌ زندگي‌ و خانواده‌ و جامعه‌ دارد و افق‌ هاي‌ آينده‌ را به‌ گونه‌ اي‌ ديگر مي‌بيند.طولاني‌ شدن‌ فاصله‌ بلوغ‌ تا ازدواج‌ و به‌ تاخير افتادن‌ تمايل‌ جدي‌ براي‌ ازدواج‌ و تشكيل‌ خانواده‌ در ميان‌ جوانان، نشانه‌ اي‌ است‌ نگران‌ كننده‌ كه‌ مشكلات‌ و آسيب‌ هاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ بسياري‌ را در پي‌ خواهد داشت.دشواري‌ هاي‌ فراهم‌ آوردن‌ امكانات‌ و شرايط‌ ازدواج‌ براي‌ پسران‌ و همچنين‌ افزايش‌ توقعات‌ و خواست‌ هاي‌ دختران‌ تحصيلكرده‌ و به‌ تبع‌ آن‌ افزايش‌ سن‌ ازدواج‌ به‌ زيان‌ تعادل‌ و توازن‌ هاي‌ اجتماعي‌ تمام‌ مي‌شود.قضاوت‌ شتابزده‌ اي‌ خواهد بود اگر بپذيريم‌ كه‌ افزايش‌ سن‌ ازدواج‌ در جوانان‌ صرفاً معلول‌ مجموعه‌ اي‌ از مشكلات‌ اقتصادي‌ است‌ و نقش‌ مسائل‌ فرهنگي، اجتماعي‌ و ديدگاه‌ هاي‌ سنتي‌ را در اين‌ امر ناديده‌ بگيريم.امروز در جامعه‌ ازدواج‌هاي‌ موقت‌ در بين‌ زنان‌ و مردان‌ رشد بيشتري‌ پيدا كرده‌ زيرا دشواري‌ ازدواج‌ دائم‌ براي‌ جامعه‌ بخصوص‌ مجردين‌ آنها را به‌ سمت‌ ازدواج‌هاي‌ موقت‌ سوق‌ داده‌ است.نسل‌ جوان‌ امروز با افزايش‌ تحصيلات‌ و مهارت‌ هاي‌ ارتباطي‌ و اطلاعاتي‌ نگاهي‌ متفاوت‌ با نسل‌ گذشته‌ به‌ زندگي‌ و خانواده‌ دارد و افق‌ هاي‌ آينده‌ را به‌ نحو ديگري‌ مي‌بيند.انسان‌ موجودي‌ اجتماعي‌ است‌ و اولين‌ نمود اين‌ ويژگي‌ كه‌ از جانب‌ پروردگار در فطرت‌ بشر به‌ وديعه‌ گذاشته‌ شده، گرايش‌ به‌ تشكيل‌ اجتماع‌ كوچكي‌ به‌ نام‌ «خانواده» است‌ و ازدواج‌ نخستين‌ گام‌ در راه‌ تحق‌ اين‌ هدف‌ انساني‌ است.به‌ فرموده‌ يگانه‌ آفريدگار جهان‌ «در فطرتي‌ كه‌ همه‌ انسان‌ ها بدان‌ فطرت‌ آفريده‌ شده‌ اند، تغييري‌ نيست» در نتيجه‌ به‌ تجربه‌ شاهد بوده‌ ايم‌ كه‌ دور شدن‌ از اين‌ سرنوشت‌ تغييرناپذير، در هر زمان‌ خود را در قامت‌ انواع‌ ناهنجاري‌ ها و اختلافات‌ فردي‌ و اجتماعي‌ نشان‌ داده‌ است.شريعت‌ اسلام‌ به‌ عنوان‌ شريعتي‌ فطري، ازدواج‌ را همواره‌ تقديس‌ كرده‌ است‌ و آن‌ را از نشانه‌ هاي‌ بارز اراده‌ خداوند ياد مي‌كند، با اين‌ وجود در جامعه‌ مسلمان‌ ايران، مشكلات‌ موجود بر سر راه‌ ازدواج‌ به‌ عنوان‌ دغدغه‌ اصلي‌ و يكي‌ از تهديدهاي‌ اجتماعي‌ آتي‌ كشور، توجه‌ بسياري‌ از كارشناسان‌ را به‌ خود معطوف‌ كرده‌ است.افزايش‌ فاصله‌ سن‌ بلوغ‌ و سن‌ ازدواج‌ د رجوانان‌ تا مرز پانزده‌ سال‌ و كمرنگ‌ شدن‌ تمايل‌ جوانان‌ به‌ ازدواج‌ طي‌ سال‌ هاي‌ اخير در ايران، علاوه‌ بر اينكه‌ نگراني‌ هاي‌ بسياري‌ را در پي‌داشته‌ است‌ بر رشد مشكلات‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ در كشور تاكيد مي‌كند. ازدواج‌ سنتي‌ و جبر اجتماعي‌درگذشته‌ همسر گزيني‌ و ازدواج‌ به‌ شدت‌ تحت‌ فشار اجتماعي‌ بود و انتخاب‌ همسر گاهي‌ نه‌ براساس‌ ميل‌ و علاقه، بلكه‌ به‌ دليل‌ «جبر اجتماعي» صورت‌ مي‌گرفت، ولي‌ جامعه‌شناسان‌ دليل‌ اين‌ را در اين‌ امر مي‌دانند كه‌ در جامعه‌اي‌ كه‌ فرديت‌ مطرح‌ نباشد، علايق‌ فردي‌ نيز ارزشي‌ ندارد.درجوامع‌ سنتي‌ گذشته‌ ازدواج‌ هميشه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ارزش‌ اجتماعي‌ و يكي‌ از مهمترين‌ مراحل‌ زندگي‌ فرد به‌ حساب‌ مي‌آمد و دراين‌ ميان‌ اگر فردي‌ تن‌ به‌ اين‌ ارزش‌ اجتماعي‌ نمي‌داد، در اذهان‌ عمومي‌ همانند فردي‌ تلقي‌ مي‌شد كه‌ دست‌ به‌ عملي‌ ضد ارزش‌ زده‌ است‌ و امروز هم‌ به‌رغم‌ رخ‌ نمودن‌ تغييرات‌ در فرهنگ‌ اجتماعي، پديدهِ‌ تجرد كماكان‌ ضدارزش‌ است‌ ولي‌ با اين‌ وجود هر روز شاهد بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ درجوانان‌ هستيم. از سوي‌ ديگر توازن‌ نسبت‌هاي‌ جنسي‌ در سنين‌ ازدواج‌ در ايران‌ به‌ هم‌ خورده‌ است‌ و آمارها نشان‌دهنده‌ افزايش‌ نرخ‌ طلاق‌ است.نرخ‌ ازدواج‌ همسو با افزايش‌ جمعيت‌ رشد نكرده‌ است، سن‌ ازدواج‌ بالا رفته‌ و تمايل‌ جوانان‌ براي‌ تشكيل‌ خانواده‌ كم‌ شده‌ است. درحاليكه‌ همچنان‌ آمارهاي‌ ضد ونقيض‌ از سوي‌ كارشناسان‌ درخصوص‌ كمبود و يا زياد بودن‌ تعداد دختران‌ و پسران‌ نسبت‌ به‌ هم‌ ارائه‌ مي‌شود. بسياري‌ از مسئولان‌ و صاحبنظران‌ از كمبود 6 ميليون‌ پسر آماده‌ به‌ ازدواج‌ در قبال‌ دختران‌ ظرف‌ 20 سال‌ آينده‌ خبر مي‌دهند، با ذكر اين‌ مسئله‌ كه‌ در حال‌ حاضر تعداد پسران‌ يك‌ ميليون‌ نفر بيشتر از دختران‌ است، ما در مقابل‌ تعداد پسرهاي‌ آماده‌ به‌ ازدواج‌ از تعداد دختران‌ آماده‌ به‌ ازدواج‌ كمتر است. بيش‌ از 5/22 ميليون‌ نفر از ايراني‌ها سال‌هاي‌ جواني‌ را سپري‌ مي‌كنند (يعني‌ در سني‌ بين‌ 18 تا 30 سال‌ قرار دارند) و 68 درصد جمعيت‌ ايران‌ زير 30 سال‌ سن‌ دارند، يعني‌ بخش‌ مهمي‌ از جمعيت‌ ايران‌ در حال‌ حاضر به‌ دنبال‌ اشتغال، ازدواج‌ و ديگر امكانات‌ متعارف‌ يك‌ زندگي‌ عادي‌ است.علل‌ بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ در جوانان‌مهري‌ خدايي‌ دانشجوي‌ سال‌ آخر علوم‌ اقتصاد، رشد فكري‌ در زنان‌ را از عوامل‌ افزايش‌ سن‌ ازدواج‌ مي‌داند و مي‌گويد:امروزه‌ زنان‌ بدنبال‌ حقوقي‌ هستند كه‌ در گذشته‌ نداشته‌اند و از آنجا كه‌ زنان‌ خود را در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ مي‌بينند مانند نسل‌ قديم‌ حاضر نيستند صرفاً براي‌ ازدواج‌ تن‌ به‌ تمام‌ شرايط‌ بدهند و سختي‌ها را تحمل‌ كنند.مهرداد فدايي‌ دانشجوي‌ حقوق‌ دراين‌ باره‌ مي‌گويد:روابط‌ نه‌ چندان‌ خوشايندي‌ كه‌ طي‌ سال‌هاي‌ اخير بين‌ عده‌اي‌ از جوانان‌ جامعه‌ رواج‌ پيدا كرده‌ است، نوعي‌ بدبيني‌ درجوانان‌ بوجود آورده‌ و انتخاب‌ همسر ايده‌آل‌ را براي‌ آنها مشكل‌ كرده‌ است. او در ادامه‌ به‌ افزايش‌ طلاق‌ و ايجاد احساس‌ ناامني‌ در جوانان‌ براي‌ گام‌ نهادن‌ در مسير تشكيل‌ خانواده‌ اشاره‌ مي‌كند و مي‌گويد: وضعيت‌ كنوني‌ بخش‌هايي‌ از جامعه‌ با معيارهاي‌ دين‌ مبين‌ اسلام‌ در حفظ‌ قداست‌ خانواده‌ همخواني‌ ندارد و متاسفانه‌ درصدي‌ از ازدواج‌هاي‌ امروزي‌ پايه‌ و اساس‌ محكمي‌ ندارد.علي‌ محبي‌ از دانشجويان‌ رشته‌ علوم‌ اجتماعي‌ نداشتن‌ شغل‌ و مسكن‌ مناسب‌ براي‌ زندگي‌ زوج‌هاي‌ جوان‌ را از مهمترين‌ علل‌ بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ در جوانان‌ مي‌داند. مريم‌ عفتي‌ دانشجوي‌ روانشناسي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: دشواري‌ فراهم‌ آوردن‌ شرايط‌ ازدواج‌ براي‌ پسران‌ و همچنين‌ افزايش‌ سطح‌ توقعات‌ دختران‌ تحصيلكرده‌ و به‌ تبع‌ آن‌ افزايش‌ سن‌ ازدواج‌ موجب‌ برهم‌ خوردن‌ توازن‌ شده‌ است. او در ادامه‌ بهترين‌ راه‌حل‌ براي‌ ازدواج‌ را پايين‌ آوردن‌ سطح‌ توقعات‌ در جوانان‌ مي‌داند.فريبا مرتضوي‌ از تبديل‌ شدن‌ ازدواج‌ به‌ يك‌ معامله‌ تجاري‌ در نزد بسياري‌ از افراد گلايه‌ دارد و مي‌گويد:معيارهاي‌ ازدواج‌ و انتخاب‌ همسر در ايران‌ نسبت‌ به‌ ساليان‌ گذشته‌ بسيار تغيير كرده‌ است‌ و بيشتر حول‌ ماديات‌ و مسائل‌ اقتصادي‌ دور مي‌زند.اين‌ جوان‌ 28 ساله‌ درادامه‌ مي‌افزايد:امروزه‌ بسياري‌ از خانواده‌ها دارا بودن‌ اتومبيل، املاك‌ و تعيين‌ مهريه‌هاي‌ سنگين‌ را ملاك‌ ازدواج‌ جوانان‌ قرار مي‌دهند، درحالي‌ كه‌ اين‌ معيارها با توصيه‌هاي‌ پيشوايان‌ ديني‌ و واقعيت‌هاي‌ اجتماعي‌ در تضاد است‌ و با ارزش‌هاي‌ فرهنگي‌ جامعه‌ ايران‌ كاملاً مغاير است.بيكاري‌ و مشكلات‌ اقتصادي‌ عامل‌ مهم‌ بحران‌ ازدواج‌ است‌يك‌ پژوهشگر اجتماعي‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد:پس‌ از بررسي‌هايي‌ كه‌ روي‌ تعدادي‌ از جوان‌هاي‌ مجرد بالاي‌ 25 سال‌ انجام‌ شد، يافته‌ها نشان‌ داد عامل‌ اقتصادي‌ نقش‌ مهمي‌ در شكل‌گيري‌ پديده‌ ازدواج‌ دارد. پسران‌ مهم‌ترين‌ مانع‌ ازدواج‌ را عدم‌ اشتغال‌ و ناتواني‌ اقتصادي‌ و دختران‌ مهمترين‌ مانع‌ را نيافتن‌ همسر مناسب‌ داراي‌ تحصيلات‌ عاليه‌ عنوان‌ كرده‌اند و از طرفي‌ تاخير در سن‌ ازدواج‌ باعث‌ افزايش‌ ناسازگاري‌ زوجين‌ پس‌ از ازدواج‌ مي‌شود.در زمينه‌ اشتغال، آمارهاي‌ رسمي‌ نشان‌ مي‌دهد، سالانه‌ حدود يك‌ ميليون‌ جوان‌ ايراني‌ به‌ جمع‌ نيروهاي‌ جوياي‌ كار مي‌پيوندند، درحالي‌ كه‌ براي‌ تنها نيمي‌ از آنان‌ شغل‌ مناسب‌ وجود دارد. بررسي‌ سازمان‌ ملي‌ جوانان‌ نشان‌ مي‌دهد، درحال‌ حاضر 39 درصد نيروي‌ بالقوه‌ فعال‌ اقتصادي‌ كشور، جوانان‌ 15 تا 29 ساله‌اند، حال‌ آنكه‌ تقريبا 31 درصد آنها بيكار هستند و گذشته‌ از اين‌ بسياري‌ از كساني‌ كه‌ توانسته‌اند شغلي‌ پيدا كنند، هنوز توانايي‌ اداره‌ خانواده‌ را ندارند، حداقل‌ دستمزد حدود 150 هزار توماني‌ گواه‌ اين‌ مطلب‌ است. در برخي‌ از خانواده‌ها زنان‌ در كنار ديگر اعضاي‌ خانواده‌ كار مي‌كنند ولي‌ به‌ فرض‌ احتساب‌ درآمد زن، وضعيت‌ دستيابي‌ به‌ شغل‌ مناسب‌ و ميزان‌ دستمزد براي‌ زن‌ها در جامعه‌ تعريفي‌ ندارد.اما از سوي‌ ديگر مشكل‌ تنها شغل‌ و معيشت‌ نيست. برخي‌ از دختران‌ جوان‌ معتقدند، نمي‌توانند همسر مناسب‌ خود را پيدا كنند. چندي‌ است‌ نبود توازن‌ نسبت‌هاي‌ جنسي، در ايران‌ از سوي‌ اشخاص‌ و مراكز مختلف‌ عنوان‌ مي‌شود و برخي‌ به‌ محاسبه‌ عروس‌هاي‌ مازاد بر داماد مي‌پردازند.سال‌ گذشته‌ اين‌ رقم‌ حدود يك‌ ميليون‌ و 700 هزار نفر با توجه‌ به‌ اختلاف‌ سني‌ 4 سال‌ بين‌ زن‌ و شوهر عنوان‌ شد. با اين‌ همه‌ رقم‌ خالص‌ چيزي‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌ نفر بود. لذا در يكسال‌ نامتوازن‌ بودن‌ و تفاوت‌ سني‌ زن‌ و شوهر آنقدر دستخوش‌ تغيير شد كه‌ اكنون‌ آمار رسمي‌ حكايت‌ از برهم‌ خوردن‌ تعادل‌ جمعيت‌ عروس‌ نسبت‌ به‌ داماد دارد، به‌ عبارتي‌ بسياري‌ از پسرها با دختر همسن‌ يا بزرگتر از خود ازدواج‌ كردند.با اين‌ حال‌ هنوز دختران‌ در تنگناي‌ ازدواج‌ قرار دارند. سرشماري‌ سال‌ 1375 نشان‌ از آن‌ دارد كه‌ تعداد تمام‌ زنان‌ مجرد در سن‌ ازدواج‌ يك‌ ميليون‌ و 589 هزار و 110 نفر از تعداد تمام‌ مردان‌ مجرد در سن‌ ازدواج‌ بيشتر است، اما در 10 سال‌ آينده‌ اين‌ آمار معكوس‌ مي‌شود و مردان‌ در تنگناي‌ ازدواج‌ قرار مي‌گيرند. اما اگر از تناسب‌ عددي‌ بگذريم، دختران‌ ايراني‌ براي‌ ازدواج‌ با مشكل‌ ديگري‌ نيز روبه‌رو هستند. «تحصيل» عاملي‌ براي‌‌ تاخير درازدواج‌درحال‌ حاضر حدود 70 درصد ورودي‌ به‌ دانشگاه‌ها را دختران‌ تشكيل‌ مي‌دهند؛ رشد ورود دختران‌ به‌ دانشگاه‌ و همچنين‌ افزايش‌ سطح‌ تحصيلات‌ آنها، دركنار تمام‌ آثار مثبت، يك‌ نتيجه‌ منفي‌ نيز در بر دارد. دختران‌ تحصيلكرده‌ كنوني، به‌ ويژه‌ آن‌ تعداد كه‌ موفق‌ شده‌اند حرفه‌ مناسب‌ خود را پيدا كنند و به‌ درآمد مكفي‌ برسند، اكنون‌ كمتر مي‌توانند همسري‌ متناسب‌ با موقعيت‌ خود بيابند. دركنار اين‌ دلايل، خوب‌ است‌ نگاهي‌ بيندازيم‌ به‌ نتايج‌ يك‌ نظرسنجي‌ كه‌ توسط‌ يكي‌ از سازمان‌هاي‌ دولتي‌ تحت‌ عنوان‌ طرح‌ ساماندهي‌ ازدواج‌ انجام‌ شده‌ است.بيش‌ از 60 درصد افراد مورد پرسش، تحصيل‌ را عاملي‌ در بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ مي‌دانند. در عين‌ حال‌ معتقدند اگر امكان‌ ادامه‌ تحصيل‌ وجود داشته‌ باشد، بهتر است‌ ديرتر ازدواج‌ كرد تا فرصت‌هاي‌ تحصيلي‌ و شغلي‌ را از دست‌ نداد. در اين‌ مورد، دختران‌ بيشتر از مردان‌ جوان‌ معتقدند كه‌ ازدواج‌ در سنين‌ پايين‌تر فرصت‌هاي‌ تحصيلي‌ و اشتغال‌ را از دختران‌ سلب‌ مي‌كند. بيش‌ از 80 درصد افراد به‌ ضرورت‌ پايين‌ بودن‌ سن‌ زن‌ از مرد، در هنگام‌ ازدواج‌ و هم‌سطح‌ بودن‌ وضع‌ اقتصادي‌ دختر و پسر معتقدند. بيش‌ از 90 درصد افراد، نداشتن‌ شغل‌ را مانع‌ اصلي‌ ازدواج‌ مي‌دانند و 64‌‌‌درصد تناسب‌ سطح‌ تحصيلات‌ دختر و پسر را درمورد ازدواج‌ شرط‌ اصلي‌ مي‌دانند.به‌ نظر 80 درصد افراد، مهريه‌ سنگين‌ مانعي‌ براي‌ ازدواج‌ جوانان‌ محسوب‌ مي‌شود و حدود 69 درصد آنها، مهريه‌ سنگين‌ را پشتوانه‌اي‌ براي‌ آسودگي‌ خيال‌ زن‌ نمي‌دانند. 4/67 درصد جوانان‌ نداشتن‌ مسكن‌ مستقل‌ را مانع‌ ازدواج‌ مي‌دانند.محمد عباسي، روانشناس‌ اجتماعي‌ تزايد نسل‌ و برقراري‌ روابط‌ مشروع‌ را دو كاركرد شخصي‌ ازدواج‌ نام‌ مي‌برد و مي‌گويد:امروزه‌ به‌ دلايل‌ مختلف‌ تمايلي‌ براي‌ ازدياد نسل‌ وجود ندارد و در جامعه‌ بخش‌ مهمي‌ از ارتباطات‌ صرفاً به‌ منظور تشكيل‌ خانواده‌ نيست.اصلاح‌ نگرش‌ جامعه‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ و پذيرفتن‌ اين‌ مساله‌ كه‌ ازدواج‌ فقط‌ پرداختن‌ به‌ يك‌ مقوله‌ جنسي‌ نيست‌ بلكه‌ پاسخگويي‌ به‌ نيازهاي‌ عاطفي، احساسي‌ و اجتماعي‌ است، يك‌ امر ضروري‌ درجهت‌ بهبود شرايط‌ جامعه‌ است. او يكي‌ از مشكلات‌ مهم‌ ناشي‌ از ازدواج‌ را «بد هدفي» درجوانان‌ عنوان‌ مي‌كند و مي‌افزايد: انساني‌ كه‌ به‌ يك‌ هدف‌ متعهد نباشد مسلما انرژي، نيرو و عمرش‌ هدر مي‌رود و تشكيل‌ خانواده‌ بهترين‌ مسيري‌ است‌ كه‌ مي‌تواند به‌ زندگي‌ جوانان‌ هدف‌ و جهت‌ دهد.رواج‌ بي‌بند و باري، مشكلات‌ جنسي‌ و فرو ريختن‌ ارزش‌ها از پيامدهاي‌ منفي‌ كاهش‌ ازدواج‌ در جامعه‌ است. بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ در جوانان‌ سبب‌ بروز بسياري‌از بيماريهاي‌ روحي‌ و رواني‌ در آنها مي‌شود كه‌ در صدر آنها افسردگي‌ قرار دارد.اين‌ روانشناس‌ در ادامه‌ نتايج‌ ارائه‌ آمارهاي‌ غيرمطمئن‌ درزمينه‌ ازدواج‌ و طلاق‌ را توسط‌ رسانه‌هاي‌ همگاني، منفي‌ ارزيابي‌ مي‌كند و مي‌گويد:اعلام‌ چنين‌ آمارهايي‌ در جوامعي‌ مثل‌ ايران‌ كه‌ داراي‌ فرهنگي‌ ديرين‌ و سنتي‌ است‌ جز ايجاد هراس‌ و اضطراب‌ در خانواده‌ها و جوانان‌ ثمره‌ ديگري‌ به‌ دنبال‌ ندارد. نبود زمينه‌هاي‌ مناسب‌ اشتغال، تغيير فرهنگ‌ ازدواج‌ وكم رنگ شدن فرهنگ.

ين موضوع حقيقت دارد كه امروزه بيش از هـر زمـان ديــگر
مردان عجله اي براي متعهد گشتن به يك رابطه دراز مــدت
از خود نشان نميدهند. هنگامي كـه از مردان در مورد علل
اين مسئله پرسش مي گردد، آنها مـعمـــولا  چـندين دليل
گونـاگــون را بـــراي عــــدم  آمادگيشان  براي ازدواج مـطـرح
ميـسازنــد. اما در كل 4 عامل عمده  وجود دارند  كه تـاثـيـر
بسزايي روي رفتار مردان  امروزي براي تن ندادن آنـــان بــه
يك تعهد دراز مدت اعمال ميكنند:

1- مـردان بــا فشـار اجــتماعي كمتري براي متاهل گشتن
مواجه مي بـاشنـد. زيـرا بر خـلاف گذشتـه بــرقراري رابـطه
جنـسي تـوســـط يك مرد بسيار سهل تر شده است. زنان
به طور موثـــر ديــــگر قــــادر بــه جلب توجه مردان، بـا دادن
وعـده هـــاي بـــرقراري روابط جنسي به عنوان يك انگيزه و
محرك براي متعهد ساختن آنها، نمي بـاشنـد. بـنابراين يك
انگيزه قوي براي تن دادن به ازدواج در مردان عملا حذف ميگردد. (البته براي مرداني كه رابطه جنسي عاملي حياتي در زندگيشان محسوب ميگردد)

2- مردان از پيامدهاي احتمالي عدم موفقيت آميز شدن رابطه وحشت دارند. رنجهاي عاطفي حاصل از جدايي ميتواند براي مردان ويرانگر و طاقت فرسا باشد. اما آنها بيشتر نگران ريسك خسارات مالي كه احتمال دارد هنگام جدايي و طلاق متحمل آن گردند، ميباشند.

3- اين در سرشت و طبيعت مردان ميباشد كه هر چيزي را كه موجب تغيير عمده و جدي در زندگيشان ميگردد را به تاخير اندازند. “ازدواج آغاز مشكلات يك مرد است” خواه مردان امروزي به اين گفته اعتقاد داشته باشند و يا خير يك چيز مسلم ميباشد: مردان تمايلي به خروج از منطقه آسايش و فراغ خاطر خويش، و گام نهادن به يك زندگي مملو از مسئوليت، سازش و از خود گذشتگي را ندارند.

4- مردان هنگامي تن به ازدواج ميدهند كه مطمئن گردند بهترين گزينه ممكن را انتخاب كرده اند. مردان همواره در اين انديشه اند كه: “نكند سرو كله يك دختر بهتر در زندگي آنها پيدا گردد اما آنها متعهد به يك رابطه باشند.” بنابراين از متعهد گشتن با دختر و يا زن فعلي زندگي خود سرباز ميزند تا هنگام آشنايي با يك مورد بهتر تعهدي نسبت به مورد پيشين خود نداشته باشند.

اما چگونه ميتوان مردان را پايبند يك رابطه دراز مدت و تعهد آور ساخت؟ در زير به 9 روش براي دستيابي به اين منظور و آنكه قلب يك مرد را فتح سازيد ارائه گرديده است:

1- آگاهانه و معقولانه اطمينان يابيد كه مردي كه برگزيده ايد را دوست داشته و ميخواهيد باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بنابراين تا زماني كه كاملا متعاقد نگرديده ايد كه براي يكديگر مناسب ميباشيد انديشه تعهد و ازدواج نبايد به ذهن شما خطور كند. شناخت شما از وي بايد به حدي باشد كه قادر به تعيين اين موارد باشيد: كه وي قادر به متعهد گشتن ميباشد- وي برخوردار از بسياري از ويژگيها و صفاتي است كه شما همواره در مرد دلخواه خود جستجو ميكرديد- شخصيت وي شما را ملزم به احترام و ستايش از وي ميگرداند- وي پيشتر در آزمون وفاداري، صداقت، راستي و مراعات حال ديگران شما سربلند بيرون آمده است. و آنكه بايد مطمئن گرديد كه وي شما را حقيقتا دوست دارد.

2- همواره همان فردي باشيد كه هستيد. و از ابراز ماهيت واقعي خود بيم نداشته باشيد. اين شايد مهمترين خصلتي باشد كه مردان در زنان جستجو ميكنند. %99 از مردان در نظر سنجيهاي گوناگون اينگونه اظهار داشته اند كه: زناني كه شخصيتشان پس از ازدواج دستخوش تغيير ميگردد در رديف نخست فهرست علل جدايي ها پس از ازدواج آنها قرار ميگيرند. پافشاري در رفتاري كه در آن زنان بمنظور اهميت بخشيدن به مرد خود مرتبا با وي سازش كرده و از ابراز عقايد و نظرات خود خودداري ميكنند و يا به لطيفه هاي بيمزه وي ميخندند هيچگاه نتيجه بخش نخواهد بود. بنابراين خويشتن حقيقي خود باشيد و همواره مراقب باشيد شايد مرد شما در حال امتحان شما باشد.

3- به وي نشان دهيد كه استقلال داريد. مردان از زناني كه به عقب تكيه ميدهند و منتظر ميمانند تا مرد آنها تمام امور زندگي آنها را بدست بگيرد بيزار هستند. به وي نشان دهيد با آنكه شما از ايده هاي وي استقبال ميكنيد همچنين شما بدون وي نيز توانايي به انجام رسانيدن كارها را دارا ميباشيد. به عنوان مثال: شما ميخواهيد به تماشاي يك فيلم بخصوص به سينما رويد اما مرد شما به خاطر مشغله كاري قادر به همراهي شما نميباشد. در عوض دلخور شدن و قهر كردن با خنده رويي به وي بگوييد كه تنها به سينما خواهيد رفت و همين كار را هم انجام دهيد. هرگاه برنامه خريد خانه اي را در سر داريد آن به پس از ازدواج خود موكول نسازيد. زيرا اين عمل سبب ميگردد تا مرد شما اينگونه برداشت كند كه شما فرد مستقلي نميباشيد. خلاصه به وي نشان دهيد كه زندگي شما با وي و بدون وي ادامه خواهد يافت.