در سال 1990 نوزده درصد اشخاص 18-49 ساله زندگي مشترك آزاد داشتند بدين صورت كه بدون ازدواج شرعي يا مدني به صورت زن و شوهر با هم زندگي مي كردند نسبت كساني كه در سال 1990 و پيش از آن مدتي زندگي مشترك آزاد داشتند در مورد مردها 18-49 ساله 42% و در مورد زنهاي همان سن 43% بوده است . اين پديده به طور متوسط در بين جوانان و تحصيل كرده ها بيشتر از اكثريت مردم ديده مي شود اين نوع زندگي مشترك قبلاً به عنوان مقدمه ازدواج به حساب مي آمد اما امروزه براي تعداد زيادي از مردم كبك شيوه دائمي زندگي زناشويي و تربيت فرزندان شده است .

زندگي مشترك آزا ذهنيت مردم را تحت تاثير قرار داده است . جامعه كبك درارتباط با تعريفي كه از ازدواج داريم خيلي با گذشت شده است . از طرف ديگر مردم كبك نسبت به حمايتي كه خانواده مي تواند به همراه آورد چه از نظر قضايي و چه از نظر رواني كم اعتقاد شده است . اين دگرگوني در واقعيت اجتماعي زندگي زناشويي قراردادها ، تعهدات ، انتظارهاي رسمي و اغلب محضري تازه اي به وجود آورده است . همچنين بيش از پيش راه پيماهيهايي مشاهده مي كنيم كه هدف آنها به رسميت شناساندن زندگي مشترك آزاد در چهار چوب قانون است ( گرانمايه – 1381 ) .

از برخي جهات زندگي مشترك آزاد با ازدواج خيلي تفاوت ندارد . مثلاً مردها و زن همان روابط جنسي زن و شوهر هاي رسمي را دارند همان فعاليتهاي و همان تلاشهاي زن و شوهرهاي رسمي را دارند . و معمولاً با همان دشواريها روبرو مي شوند درباره دوام اين نوع زندگي مشترك به اندازه مدت دوام ازدواجهاي رسمي است يا نه ( گرانمايه – 1381 ).

برخي زوجها گاهي براي فرار از گرفتاريهاي زندگي دو نفره تصميم مي گيرند كه زير يك سقف زندگي نكنند . آنها مي توانند به اطرافيان بگويند كه زن و شوهرند ، مي توانند در تعداد زيادي از فعاليتها از جمله فعاليتهاي جنسي شريك باشند ، مي توانند احساس كنند كه واقعاً زن و شوهرند و حتي گاهي نسبت به هم وفادار باشند ، اما هر كس در خانه خود زنگي مي كند آنها متقابلاً يكديگر را به خانه هم دعوت مي كنند اما جدايي آنها از يكديگر از نظر فاصله زماني و مكاني خيلي بيش از آن است كه در زندگي زن و شوهر هاي معمولي پيش مي آيد آيا آنها موفق شوند به مدت طولاني با هم باشند هنوز به اين سوال پاسخ داده نشده است تعداد اين نوع زوجها خيلي كم است ( كهوري نژاد – 1378 )