:

درپاره اى از روايات, واجب شدن برخى از احكام بر دختران, به فرا رسيدن سن خاصى بسته نشده است, بلكه زمان واجب شدن آن احكام را زمانى بيان كرده اند كه دختر حائض مى گردد. در حقيقت, روشن ترين نشانه بلوغ جنسى را در دختر زمان واجب شدن پاره اى از كارهاى عبادى ياد كرده اند:

1. امام صادق(ع) مى فرمايد:

(على الصبى اذا احتلم الصيام وعلى الجارية اذا حاضت الصيام والخمار.)42

پسر وقتى محتلم شد, بايد روزه بگيرد و دختر وقتى كه حيض شد, روزه و پوشش بر او واجب است.

2. در خبر ديگر آمده:

(على الصبى اذا احتلم الصيام وعلى المرأة اذا حاضت الصيام.)43

3. امام باقر(ع) مى فرمايد:

(لايصلح لجارية اذا حاضت الا ان تختمر الا ان لاتجده.)44

دختر از هنگامى كه حيض شد, نبايد بدون پوشش باشد, مگر آن كه وسيله پوشش نيابد.

4. راوى از پوشش زن در نماز مى پرسد, امام صادق(ع) مى فرمايد:

(ولا يصلح للحرة اذا حاضت الا الخمار الا ان لا تجده.)45

آزاد (غير كنيز) از هنگامى كه حيض شد, نبايد بدون پوشش باشد, مگر آن كه وسيله پوشش نيابد.

5 . از امام على(ع) نقل شده كه فرمود:

(اذا حاضت الجارية فلاتصلى الا بخمار.)46

از هنگامى كه دختر حيض شد, نبايد بدون پوشش نماز بگزارد.

6. از امام باقر(ع) درباره پوشش كنيز پرسيده شد, امام فرمود:

(لو كان عليها لكان عليها اذا هى حاضت وليس عليها التقنع فى الصلوة.)47

اگر بر كنيز پوشش لازم باشد, اين امر از زمانى است كه حيض شود….

7. پيامبر(ص) مى فرمايد:

(لايقبل الله صلوة جارية قد حاضت حتى تختمر.)48

خداوند نماز دخترى را كه حيض شده نمى پذيرد, مگر آن كه با پوشش باشد.

8. اسحاق بن عمار مى گويد: از امام رضا(ع) پرسيدم: آيا پسر ده ساله بايد حج بگزارد؟ امام فرمود:

(عليه حجة الاسلام, اذا احتلم وكذلك الجارية عليها الحج اذا طمثت.)49

از هنگامى كه محتلم مى شود, بر او حج واجب است و دختر هم از زمانى كه خون حيض ديد, بر او حج واجب مى شود.

9. عبدالرحمان بن حجاج مى گويد: از امام كاظم(ع) پرسيدم: دختر نابالغ, از چه زمانى بايد سر خود را از نامحرم بپوشاند و چه زمانى بايد در نماز با پوشش باشد؟ امام فرمود:

(لاتغطى رأسها حتى تحرم عليها الصلاة.)50

از زمانى كه گزاردن نماز بر او حرام مى شود [ يعنى از زمانى كه حيض مى شود.]

10. امام صادق(ع) مى فرمايد:

(اتى على(ع) بجارية لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً ولم تقطعها.)51

حضرت على(ع) درباره دخترى كه هنوز حائض نشده و دزدى كرده بود, دستور داد كه او را چند تازيانه بزنند, ولى دست او را قطع نكنند.

رواياتى كه اشاره به بلوغ دختر دارد:

1. پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد:

(ثمانية لايقبل الله لهم صلاة: منهم المرأة المدركة تصلى بغير خمار.)52

هشت گروهند كه نماز آنان مورد قبول خداوند واقع نمى شود. يك گروه از آنان دختران بالغ هستند در حالى كه نماز خود را بدون پوشش بخوانند.

2. (… قال سألت ابا عبداللّه(ع) عن الجارية الصغيرة يزوجها ابوها أ لها امر اذا بلغت؟

قال: لا, ليس لها مع ابيها امر.

قال: و سألته عن البكر اذا بلغت مبلغ النساء أ لها مع ابيها امر؟

قال: ليس لها مع ابيها امر ما لم تكبر (تثيب).)53

راوى گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم كه آيا دختر بچه اى كه پدرش او را به عقدازدواج ديگرى درآورده است, هنگامى كه بالغ شد در امر ازدواج خود اختيارى دارد؟

حضرت فرمود: خير, با وجود پدرش او ديگر اختيارى ندارد.

راوى گويد: سؤال كردم دختر باكره, آن گاه كه چون زنان بالغ شد, آيا با وجود پدرش, اختيارى در امر ازدواج خويش دارد؟

حضرت فرمود: مادامى كه بزرگ نشده است, با وجود پدرش, اختيارى در امر ازدواج خويش ندارد [در نسخه ديگر: مادامى كه با كره باشد….].

نكته: در اين موضوع, فقها ديدگاههاى گوناگونى دارند و روايات نيز, در اين زمينه گوناگونند بسيارى از فقيهان, به دليل روايات موجود در اين زمينه, اعتقاد دارند: دختر بالغ رشيد, گرچه تاكنون ازدواج نكرده و باكره باشد, بايد راضى به ازدواج باشد. البته راضى بودن دختر به تنهايى, كافى نيست, بلكه راضى بودن پدر نيز, شرط است, مگر آن كه دختر مايل به ازدواج با مردى باشد كه در عرف و شرع همتاى او به شمار مى آيد و پدر اجازه ندهد كه در اين صورت, اجازه پدر لازم نيست.54

3. على بن يقطين مى گويد: از امام رضا(ع) درباره دختر و پسر سه ساله و يا كوچك تر كه به عقد ازدواج ديگرى در مى آيد, پرسيدم: وقتى دختر بالغ شد و راضى به اين ازدواج نبود, حكم اين دختر چيست؟ امام فرمود:

(لابأس بذلك اذا رضى ابوها او وليها.)55

هنگامى كه پدر و يا ولى او به اين امر راضى بودند, اشكالى ندارد.

4. راوى مى گويد از امام باقر(ع) درباره دختر بچه اى كه به عقد پسر بچه اى در مى آيد پرسيدم, امام فرمود:

(ان كان ابواهما اللذان زوجاهما جايز ولكن لهما الخيار اذا ادركا….)56

اگر پدر آن دو, آنان را به عقد ازدواج يكديگر درآورده اند, اين عقد جايز است, ولى اين دختر و پسر هنگامى كه بالغ شدند اختيار دارند كه آن را بپذيرند يا نپذيرند.

5. (عن محمد بن اسماعيل ابن بزيع قال: سأله رجل عن رجل مات و ترك اخوين وابنة والبنت صغيرة فعقد احد الأخوين الوصى فزوج الابنة من ابنه….

فقال: الرواية فيها انها للزوج الاخير وذلك انها قد كانت ادركت حين زوجها وليس لها ان تنقض ما عقدته بعد ادراكها.)57

راوى گويد: مردى از او پرسيد درباره مردى كه از دنيا رفته و از او دو برادر و يك دختر و يك دختربچه باقى مانده است, آن گاه يكى از دو برادر, كه وصى ميت است, دختر او را به عقد ازدواج پسر خود در مى آورد [سپس پدر شوهر از دنيا مى رود و برادر ديگر, دختر را به عقدازدواج پسرش در مى آورد….]

گفت: روايت در اين مسأله اين است كه: دختر از آن شوهر آخرى است; زيرا هنگام ازدواج بالغ بوده است و دختر نمى تواند ازدواج با مردى را كه پس از بلوغ با او ازدواج كرده است, بر هم بزند.

6. ابى بكر از امام صادق(ع) از دختر نابالغى مى پرسد كه در حال زنا با مردى يافت شده است, امام مى فرمايد:

(تضرب الجارية دون الحد ويقام على الرجل الحد.)58

برمرد حد جارى مى شود, ولى بر دختر حد جارى نمى شود, تنها تعزير مى شود.

رواياتى كه اشاره به بلوغ اعم از دختر و پسر دارد:

1. امام صادق(ع) مى فرمايد:

(ليس على مال اليتيم زكاة و ان بلغ اليتيم فليس عليه لما مضى زكاة ولا عليه فيما بقى حتى يدرك فاذا ادرك فانما عليه زكاة واحد ثم كان عليه مثل ما على غيره من الناس.)59

ييتيم تا زمان بلوغ, در دارايى پيش خود و يا آنچه از پيش از بلوغ برايش باقى مانده, لازم نيست زكات بپردازد, پس هنگامى كه بالغ شد, يك زكات بايد بپردازد, سپس حكم او مانند ساير مردم مى گردد.

2. امام صادق(ع) در تفسير آيه (وابتلوا اليتامى) مى فرمايد:

(من كان فى يده مال بعض اليتامى فلايجوز له ان يعطيه حتى يبلغ النكاح ويحتلم.)60

كسى كه مالى از يتيمان نزد او باشد, حق ندارد مال را در اختيار يتيم بگذارد, مگر آن كه يتيم به بلوغ جنسى و احتلام برسد.

3. امام على(ع) مى فرمايد:

(اذا اسلم الاب جر الولد الى الاسلام فمن ادرك من ولده دعى الى الاسلام فان ابى قتل وان اسلم الولد لم يجر ابويه ولم يكن بينهما ميراث.)61

هنگامى كه پدر مسلمان شد, فرزند نيز مسلمان به شمار مى آيد. پس هر كدام از فرزندان او بالغ شد, به اسلام فراخوانده مى شود. اگر اسلام را نپذيرفت, به قتل مى رسد, ولى اگر فرزند مسلمان شود پدر و مادر او مسلمان به شمار نمى آيد و بين فرزند و پدر و مادر ميراثى وجود ندارد.

4. امام على(ع) درباره كودكانى كه پدرشان كشته شده بود, فرمود:

(انتظروا بالصغار الذين قتل ابوهم ان يكبروا فاذا بلغوا خيروا فان احبوا قتلوا او عفوا او صالحوا.)62

صبر كنيد تا بزرگ شوند پس هنگامى كه بالغ شدند, تصميم مى گيرند اگر دوست داشتند قاتل را به قتل مى رسانند, يا مى بخشند و يا مصالحه مى كنند.

5. از امام صادق(ع) روايت شده درباره كودكى كه جوان شد و مسيحيت را برگزيد, در حالى كه پدر و مادرش, يا يكى از آن دو مسلمان هستند, فرمود:

(لايترك ولكن يضرب على الاسلام.)63

اين جوان رها نمى شود, ولى براى اسلام مورد ضرب قرار مى گيرد.

6. امام رضا(ع) مى فرمايد:

(وان الصبى لايجرى عليه القلم حتى يبلغ.)64

بر كودك قلم جارى نمى شود. [گناهان او ثبت نمى گردد] تا زمانى كه بالغ شود.

7. راوى مى گويد از امام صادق(ع) از پسربچه و دختربچه اى پرسيدم كه:

(زوجهما وليان لهما و هما غير مدركين.

قال: فقال: النكاح جائز ايهما ادرك كان له الخيار فان ماتا قبل ان بدر كاملا ميراث بينهما ولا مهر الا ان يكونا قد ادركا ورضيا.

قلت: فان ادرك احدهما قبل الآخر.

قال: يجوز ذلك عليه ان هو رضى.

قلت: فان كان الرجل الذى ادرك قبل الجارية ورضى النكاح ثم مات قبل ان تدرك الجارية اترثه؟

قال: نعم يعزل ميراثها منه حتى ادرك و تحلف بالله مادعاها الى اخذ الميراث الا رضاها بالتزويج ثم يدفع اليهاالميراث و نصف المهر.

قلت: فان ماتت الجارية ولم تكن ادركت ايرثها الزوج المدرك؟

قال: لا لان لها الخيار اذا ادركت.

قلت: فان كان ابوها هوالذى زوجها قبل اَن ادركت؟

قال: يجوز عليها تزوج الاب ويجوز على الغلام والمهر على الاب للجارية.)65

وليّ آنان, آن دو را به عقد ازدواج يكديگر در آورده اند.

حضرت فرمود: عقد ازدواج جايز است و هر كدام آنان, زمانى كه بالغ شدند, اختيار دارند كه ازدواج را بپذيرند يا نپذيرند. حال اگر هر دو قبل از بلوغ بميرند, از يكديگر ارث نمى برند و به دختر نيز مَهريه پرداخت نمى شود, مگر آن كه بالغ شوند و به ازدواج رضايت دهند.

راوى گويد پرسيدم: اگر يكى زودتر از ديگرى بالغ شد, چه حكمى دارد؟

حضرت فرمود: عقد ازدواج براى او اگر راضى به ازدواج باشد, جايز است.

پرسيدم: اگر پسر قبل از دختر بالغ شد و راضى به ازدواج شد, ولى هنوز دختر بالغ نشده, پسر از دنيا رفت, آيا دختر از پسر ارث مى برد؟

حضرت فرمود: بايد سهم الارث زن از اموال پسر جدا شود و وقتى دختر بالغ شد, بگويد كه به ازدواج راضى بوده است, يا نه. البته بايد قسم بخورد كه به ازدواج [در صورت ادامه حيات پسر] راضى است و علت اعلام رضايت او بهره بردارى از اموال او با عنوان ارث نيست. آن گاه سهم دختر را از ارث مى دهند و نصف مهريه او را نيز از اموال شوهر به او مى پردازند.

راوى گويد پرسيدم: حال اگر دختر پيش از بلوغ از دنيا رفت, آيا پسر كه بالغ شده است از دختر ارث مى برد؟

حضرت فرمود: ارث نمى برد; زيرا ممكن است دختر اگر زنده مى ماند, پس از بلوغ به ازدواج رضايت نمى داد.

پرسيدم: اگر پدر دختر, او را قبل از بلوغ به عقد ازدواج پسر درآورده باشد, چه حكمى دارد؟

حضرت فرمود: تزويج پدر بر دختر و پسر جايز است و مهريه را بايد پدر به دختر بپردازد.

توان جسمانى شرط در واجب بودن روزه

در سه روايت توان جسمى براى روزه شرط شده است:

1. از امام صادق(ع) پرسيده شد: كودك از چه زمانى بايد روزه بگيرد؟ فرمود:

(اذا قوى على الصيام.)66

هنگامى كه توان روزه گرفتن را پيدا كرد.

2. امام صادق(ع) مى فرمايد:

(اذا اطاق الصبى الصوم وجب عليه الصيام.)67

هنگامى كه كودك طاقت روزه را داشت روزه بر او واجب مى شود.

3. حضرت على(ع) فرمود:

(يجب الصلوة على الصبى اذا عقل والصوم اذا اطاق والشهادة والحدود اذا احتلم.)68

نماز هنگامى بر كودك واجب مى شود كه عاقل گردد و روزه, آن گاه كه طاقت جسمانى پيدا كند و حدود, زمانى كه محتلم گردد.