:

الف. چهار روايت: زمان واجـب شدن پوشش, از زمـان وقـوع حيـض به بعد مى باشد.

ب. چهار روايت: زمان واجب شدن حجاب در نماز, از زمان وقوع حيض به بعد است.

ج. دو روايت: زمان واجب شدن روزه از زمان وقوع حيض به بعد است.

د. يك روايت: زمان واجب شدن حج از زمان وقوع حيض به بعد است.

هـ. يك روايت: مى گويد امـام(ع) قبـل از اين زمـان, بر دختر حـدود را اجـرا نكرده است.

روايات بلوغ دختر: در اين باره, پنج روايت وجود دارد:

الف. يك روايت: واجب شدن حجاب در نماز, از زمان بلوغ دختر به بعد است.

ب. سه روايت: درباره پذيرفتن و نپذيرفتن دختر ازدواج كودكى خود را از سوى پدر يا ولى.

ج. يك روايت: در اين باره كه دختر بالغ نمى تواند ازدواج خود را بر هم زند.

روايات بلوغ كودك: دراين باره هفت روايت وجود دارد:

الف. يك روايت مى گويد: پس از بلوغ كودك, پرداخت زكات بر او واجب مى شود.

ب. دو روايت مى گويد: حد مرتد پس از بلوغ كودك اجرا مى شود.

ج. يك روايت مى گويد: كودك پس از بلوغ عليه ديگران حد را مى تواند اجرا كند.

د. يك روايت مى گويد: پس از بلوغ كودك او مى تواند در اموال خودتصرف كند.

هـ. يك روايت مى گويد: كودك وقتى بالغ شد, مى تواند نسبت به ازدواج زمان كودكى خويش تصميم بگيرد.

و. يك روايت مى گويد: از زمان بلوغ كارهاى فرد ثبت مى گردد.

آراى فقيهان

فقيهان در بيان آراى فقهى خود, به طور معمول در كتاب (الحجر) و گاه در كتاب الصلاة يا صوم يا زكات يا حج, يا تجارة يا نكاح يا حدود و قصاص و بسيار كم در جاهاى ديگر, به بحث بلوغ پرداخته اند كه سعى مى شود آراى فقهاى معروف از ابتداى عصر غيبت, به گونه مختصر ذكر شود.

ييادآورى:1. واژه بلوغ در آراى فقهى ياد شده در جدول زير, به معناى زمان واجب شدن كارهاى شرعى است.

2. فقيهان كه چند نشانه براى بلوغ ياد كرده اند, هر نشانه را كه زودتر واقع شد, نشانه شروع كارهاى واجب مى دانند.

با بررسى آراى فقيهان روشن گرديد:

1. همگان سن را به عنوان حد بلوغ مطرح كرده اند. البته شيخ مفيدتنها در بحث واجب بودن روزه, زمان آن را وقوع حيض بيان كرده. شيخ صدوق نيز در دو كتاب خود, واجب شدن روزه و حجاب را از زمان حيض به بعد ياد كرده است.

2. شمارى افزون بر سن, حيض را نيز, به عنوان زمان بلوغ; يعنى زمان واجب شدن كارهاى عبادى و اجتماعى مطرح كرده اند, ولى گفته اند: خونى كه دختر پيش از نُه سالگى ببيند, خون حيض نيست. بنابراين, در همه دختران, نُه سالگى زمان واجب شدن كارهاى عبادى و اجتماعى است, حال چه در همان نُه سالگى حيض شوند, يا پس از آن. (فايده ذكر حيض در جايى است كه سن فردى روشن نباشد.)

آنان كه احتلام يا رويش موى خشن بر شرمگاه يا حمل را مطرح كرده اند, در صورت تقدم سن, نُه سالگى دختر را زمان وجوب تكاليف دانسته اند.

3. سن واجب شدن كارهاى عبادى و اجتماعى را بر دختر, همه, نُه سال بيان داشته اند, به جز شيخ طوسى و ابن حمزه كه در برخى كتابهاى خويش, نُه سال و در برخى ديگر ده سال را مطرح كرده اند و البته شيخ طوسى در مبسوط پانزده سال را هم بيان كرده است.

ييكى از آقايان, دررساله عمليه خود, سيزده سال را در صورتى كه نشانه حيض يا رويش موى خشن بر شرمگاه پيش از آن واقع نشده باشد, زمان واجب شدن تكاليف ذكر كرده است.115

4. فيض كاشانى نيز, رأى خاصى دارد:

آن گونه كه صاحب جواهر نيز بيان داشته, همه فقهاى شيعه و اهل سنّت, يك زمان را زمان واجب شدن تكاليف دانسته اند و بين تكليفهاى گوناگون فرق قائل نشده اند.116

در اين موضوع, فيض كاشانى رأيى جداگانه داشته, روزه را در سيزده سالگى يا زمان وقوع حيض قبل از سيزده سال و حدود را نُه سالگى, واجب و وصيت و عتق را در ده سالگى جايز دانسته است.

ييكى از آقايان, در معاملات (بيع, اجاره, وصيت, عتق, طلاق) ده سالگى را به شرط رشد فكرى, در حدود شرعى و تعزيرات, رسيدن به حد زنانگى و در كارهاى عبادى (نماز, روزه, حج و…) سيزده سالگى يا حيض را زمان واجب شدن اين كارها دانسته است.117

5. مراجع تقليدِ زمان ما, همگى, نُه سال را زمان واجب شدن همه تكاليف مى دانند. اين مراجع عبارتند از: آيات عظام: خمينى, خويى, اراكى, نجفى مرعشى, گلپايگانى, صدر, خامنه اى, فاضل لنكرانى, وحيد, شبيرى زنجانى, تبريزى, بهجت, مكارم و سيستانى.118

بررسى دليلهاى فقيهان119

دليلهاى باورمندان به واجب شدن كارهاى عبادى و اجتماعى پس از پديد آمدن حيض:

1. آيه, در بيان بلوغ, سن را مطرح نكرده است و اگر سن نشانه بود, بايد ذكر مى شدزيرا واپس انداختن بيان از وقت نياز, نكوهيده و نادرست است.

2. آيه (نساءكم حرث لكم) مفيد اين معناست كه تا وقتى به طور طبيعى شايستگى توليد فرزند در زنان نباشد, شايستگى ازدواج ندارند.

3. از پيامبر(ص) روايتى در مورد سن نداريم و به دليل نكوهيدگى واپس انداختن بيان از وقت نياز, اگر سن بلوغ تشريع دينى بود, بايد در زمان پيامبر(ص) بيان مى شد.

4. روايات بسيارى زمان حيض را به عنوان زمان واجب شدن پاره اى از تكاليف مطرح كرده اند.

5. رواياتى بلوغ را درپاره اى از تكاليف مطرح كرده اند.

6. رواياتى احتلام را به ميان آورده اند.

7. در روايات, سنهاى گوناگونى بيان شده است: 9, 10 و 13 پس ملاك, حيض است كه نسبت به افراد گوناگون, فرق مى كند.

8. قيد (ذلك انها تحيض) در روايت دوم از احاديث نُه سال, نشانه اين است كه ملاك حيض است و نه سن.

9. قيد (اذا تزوجت و دخل بها و لها تسع سنين) نشانه بر اين است كه در 9 سال در حقيقت رشد جسمانى جهت ازدواج موردنظر بوده كه با حيض اين رشد اثبات مى گردد.

10 . ترديد در روشن كردن سن درروايت امام باقر(ع) (حديث 7 از روايات 9 سال) نشانگر آن است كه سن, از روى تعبد مطرح نيست: (لايدخل الجارية حتى يأتى لها تسع سنين او عشرة سنين.)

11. در رواياتى كه روايى تصرف در مال, بر سن خاصى مترتب شده, به بيان روشن آيات, روايات و فتاواى فقها, براى تصرفات مالى, افزون بر بلوغ, رشد نيز لازم است, پس سن در شرايطى فرض شده كه كودك رشيد شده است.

12. درموثقه عمار ساباطى (حديث 8 از روايات زمان وقوع حيض) برخلاف پرسشِ پرسش كننده, امام(ع) مى فرمايد: (وكذا الجارية عليها الحج اذا طمثت.)

13 ـ بلوغ امرى تكوينى است, پس اماره آن هم بايد امرى تكوينى باشد كه عادت ماهيانه است. اين مطلب با بيانى ديگر نقل شده:

(سلوك شارع در جعل احكام نسبت به موضوعات طبيعى خارجى, تعيين نشانه اى طبيعى است.)

و نيز بيان داشته اند:

(در مسأله بلوغ, شارع نشانه هاى طبيعى, چون احتلام و رويش مو را مطرح كرده, پس اين امر كه حيض, نشانه بلوغ باشد, چندان بعيد نيست.)

14. نشانه بلوغ بايد دائمى باشد, يا غالبى و روايات نُه سال با واقعيت خارجى برابرى ندارد.

15. ازدواج امرى تعبدى نيست, زيرا پيش از نُه سال هم براى ولى مشروع بوده است. ازدواج به عنوان امرى طبيعى و خارجى به معناى آمادگى جسمى براى ازدواج مطرح شده, پس نُه سال نشانه حصول اين آمادگى; يعنى بلوغ مى باشد و اصل, بلوغ مى باشد نه سن.

16. از مستندات باورمندان به نُه سال, شهرت است كه در شهرت بايد توجه داشت, به دليل روايات معارض, روى گرداندن از مشهور زشت و نكوهيده نيست.

17. بعد از تعارض و تعادل يا تساقط دو دسته روايات, مرجع كتاب و سنت مى شود كه قاعدگى و بلوغ نكاح را ميزان بلوغ معرفى كرده اند.

18. علماى شيعه پانزده سال را براى پسر و نُه سال را براى دختر نمايانگر بلوغ دانسته اند در قانون مدنى جمهورى اسلامى ايران نيز, همين مطلب آمده است و اين براساس پاره اى از احاديث است, ولى ما از راه قانون تحول اجتهاد, با تحول زمان و شرايط ويژگيهاى موضوعات مى توانيم بگوييم: حاصل شدن بلوغ در نُه سالگى براى دختران در زمان صدور روايات بود, نه دخترانى كه در اين زمان هستند; زيرا دختران در روزگار معصومان به نشانه هاى بلوغ, كه حيض و حمل باشد, در نُه سالگى دست مى يافتند و بيش تر آنان در سن ياد شده عادت ماهانه مى شدند, پس مى توانيم بگوييم نُه سالگى براى حاصل شدن بلوغ آنها موضوعيت ندارد, بلكه طريقيت دارد. در آن زمان كه نُه سال گفته شده, از باب تعيين مصداق بوده است. پس معيار وميزان براى پيدايش بلوغ, عادت ماهانه است, نه نُه سالگى.

19. بسيارى بر اين باورند: علت آن كه در روايات نُه سالگى زمان بلوغ اعلام شده, آن است كه درعربستان هوا گرم بوده و در مناطق گرمسير بلوغ جنسى زودتر واقع مى شود.

20. لازمه پذيرش نُه سال, كنار گذاردن بسيارى از روايات است كه در آن حيض بيان شده است.