خداوند در آيه 6 سوره نساء, افزون بر بلوغ, رشد را نيز در انجامِ داد و ستدها لازم مى داند. روايات نيز به اين مطلب اشاره دارند, از جمله:

1. راوى مى گويد: از امام صادق(ع) درباره دختر يتيم پرسيدم: چه زمانى دارايى او را مى توان در اختيارش قرار داد؟ حضرت فرمود:

(اذا علمت انها لاتفسد ولاتضيع. فسألته: ان كانت زوجت. فقال: اذا زوجت فقد انقطع ملك الوصى عنها.)69

هنگامى كه دانستى اموال خود را فاسد و ضايع نمى كند….

2. امام صادق(ع) مى فرمايد:

(انقطاع يتم اليتيم الاحتلام وهو اشده وان احتلم ولم يؤنس منه رشده وكان سفيهاً او ضعيفاً فليمسك عنه وليه ماله.)70

پايان كودكى, زمان محتلم شدن است… اگر كودك محتلم شد, ولى در او رشد نيافتيد و سفيه يا ضعيف بود, وليّ او بايد اموال او را نگاهدارى كند.

3. از امام موسى بن جعفر(ع) پرسيده شد از يتيم, چه زمانى كودكى او پايان مى پذيرد؟ امام فرمود:

(اذا احتلم و عرف الاخذ والعطاء.)71

هنگامى كه محتلم شد و شناخت نسبت به به دست آوردن اموال و بخشيدن آن پيدا كرد.

4. امام صادق(ع) درباره سرپرست يتيم مى فرمايد:

(اذا قرأ القرآن و احتلم واونس منه الرشد دفع اليه ماله وان احتلم ولم يكن له عقل يوثق به لم يدفعه اليه وانفق منه بالمعروف عليه.)72

هنگامى كه يتيم قرآن خواند و محتلم شد و در او رشد ديده شد, اموال او به او پرداخته مى شود, ولى اگر يتيم محتلم شد و داراى درك و عقلى كه بتوان به آن اعتماد كرد نشده بود, اموال او را به دست او نمى سپارند و از اموال او مخارج او را به نيكى و شايستگى مى پردازند.

احتلام

در پاره اى از روايات, زمان واجب شدن پاره اى از تكاليف بر كودك, از زمان احتلام او مطرح شده است. در بيش تر اين روايات, نشانه هايى وجود دارد كه روشن مى سازد مراد از احتلام, خارج شدن منى از پسران است و دختران منظور نيستند, از جمله: تقابل و رويارويى كه بين حيض و احتلام در متن پاره اى از اين روايات به چشم مى خورد از نظر پزشكى نيز احتلام در دختران پيش از ازدواج, بسيار كم رخ مى دهد.

شايد بتوان گفت: به دليل بسيار كم بودن احتلام در دختران, مراد از حلم در روايات, محتلم شدن پسران باشد. شمارى از فقها به اين روايات استناد كرده و آن را به دختران نيز گسترانده اند.

از جمله روايتى كه در اين بحث مى تواند مورد استفاده قرار گيرد اين حديث شريف است:

على(ع) مى فرمايد:

(ان القلم يرفع عن ثلاثة: عن الصبى حتى يحتلم وعن المجنون حتى يفيق وعن النائم حتى يستيقظ.)73

به درستى كه قلم تكليف از سه گروه برداشته شده است: از كودك تا زمانى كه محتلم شود, از ديوانه تا زمانى كه عاقل گردد و از كسى كه در خواب است تا زمانى كه بيدار شود.

رواياتى چند اشاره به اين مطلب دارند: كارهاى گوناگون فردى و اجتماعى در يك زمان, بر فرد لازم و واجب مى گرد و جداسازى بين زمان واجب شدن كارهاى عبادى و زمان واجب شدن كارهاى اجتماعى وجود ندارد.

اكنون به نمونه هايى از اين روايات اشاره مى گردد:

1. رواياتى كه نوشتن خوبيها و بديها را در يك زمان, دانسته, يا پايان كودكى را يك زمان بيان كرده و يا كارهاى عبادى و اجتماعى را جدا جدا يادآور شده و براى همگى يك زمان را در نظر گرفته اند, مانند روايات: 2, 4, 5, 20, 21و 6 از روايات نُه سال, روايات 1 و 2 از روايات 13 سال و روايت 6 از روايات بلوغ جنسى در دختر و پسر و حديث رفع (حديث احتلام).

2. امام رضا(ع) درباره زمان بلوغ مى فرمايد:

(ما اوجب على المؤمنين الحدود.)74

زمان بلوغ آن هنگام است كه حدود بر مؤمنان واجب مى گردد.

3. امام صادق(ع) مى فرمايد:

(انما يجب ان يصلى على من وجبت عليه الصلاة والحدود ولايصلى على من لم تجب عليه الصلاة ولا الحدود.)75

نماز ميت از زمانى بر كودك واجب مى شود كه نماز بر خود او واجب شده و حدود نيز بر او واجب باشد و بر كسى كه هنوز نماز و حدود واجب نشده, واجب نيست كه نماز ميت گزارده شود.

جمع بندى آيات و روايات:

در آيات, آنچه از كارهاى واجب عبادى و اجتماعى به آن اشاره شده, زمان جايز بودن تصرف در اموال است كه آن هم از هنگام بلوغ نكاح و هرگاه كه رشد فرد ثابت شد, خواهد بود.

در روايات هر چند بحثهايى چند در سند و نيز دلالت آنها وجود دارد, ولى با فرض امكان استناد به آنها مى توان مطالب ياد شده را در روايات, بدين گونه دسته بندى كرد:

روايات 9 سال: دست كم 21 روايت داريم كه دلالت بر نُه سال مى كنند. سند حدود ده روايت صحيحه است, در صورتى كه روايات هفت سال و ده سال نيز, همان پايان نُه سال را مورد نظر داشته باشند, شمار اين روايات, به بيست وچهار مى رسد كه البته ممكن است پاره اى از رواياتى كه محتواى بسيار همانند دارند و داراى سندهاى گوناگونند, جدا جدا به شمار آيند كه در اين صورت, شمار روايات بيش تر از اين خواهد بود.

الف. ده روايت بيان مى كنند: با دختر از نُه سالگى مى توان آميزش كرد و اگر مردى با زن خود, پيش از نُه سالگى آميزش داشته باشد و زن آسيب ببيند مرد ضامن است و احكامى عليه او اجرا مى گردد.

ب. پنج روايت بيان مى كنند: حدود به سود دختر نُه ساله و عليه او اجرا مى گردد.

ج. چهار روايت بيان مى كنند: دختر نُه ساله ديگر كودك به شمار نمى آيد و نُه سالگى حد بلوغ دختر است.

البته يكى از اين روايات اشاره مى كند: دختر نُه ساله تنها اگر كم خرد باشد, كودك به شمار مى آيد.

د. دو روايت بيان مى كنند: از نُه سالگى كارهاى نيك و گناهان دختر ثبت مى شود و در برابر گناهان كيفر مى بيند.

هـ. يك روايت نيز نُه سال را زمان واجب شدن كارهاى عبادى بيان داشته است.

و. سه روايت بيان مى دارند: دختر از نُه سالگى مى تواند در اموال خويش تصرف كند (البته به قرينه آيه ها و روايات ديگر, به شرط آن كه رشد فكرى جهت انجام دادوستدها را هم داشته باشد).

ز. دو روايت بيان مى دارند: تـا پيـش از نُه سالگـى امكـان حيـض دختر وجـود ندارد. يك روايت مى گويد: امكان پديد آمدن حيض, از نُه سالگى است. يك روايت بيان مى كند: حكم به حاملگى دختر پيش از نُه سال نمى توان كرد, از اين روى عدّه و استبرا ندارد.

ح. يك روايت مى گويد: دختر نُه ساله در ازدواج خويش فريب خورده نيست.

ط. يك روايت مى گويد: دختر اگر پيش از نُه سال توسط وليّ خود به عقد ازدواج كسى درآمده باشد, پس از نُه سالگى مى تواند اين ازدواج را بپذيرد, يا نپذيرد.

روايت 7 سال: تصرف در اموال و واجب شدن كارهاى عبادى و اجراى حدود را از اين زمان به بعد مى داند.

روايات 10 سال: سه روايت است كه يك روايت مى گويد: از اين زمان به بعد دختر فريب خورده به شمار نمى آيد و دو روايت مى گويند: با دختر كم تر از ده سال نبايد آميزش كرد.

روايات 13 سال: واجب شدن نماز و جارى شدن قلم تكليف بر دختر را از اين سن و يا از زمان پديد آمدن حيض, در صورتى كه پيش از سيزده سال رخ داده باشد, مى دانند.