آثار تربیتی ازدواج

ازدواج اولین گام یك فرد، برای ایجاد و تكوین زندگی مشترك با فردی از جنس مخالف است. چنانچه این گام در زمان مناسب و به شكل صحیح و سنجیده برداشته شود، كاركردهای مناسب و پیامدهای سازنده آن در طول زندگی مشترك ملموس خواهد بود. در این مقام، به برخی از آثار تربیتی ازدواج به طور گذرا اشاره می شود.

1-كمالات معنوی

علّامه محمّدتقی جعفری در پاسخ این سؤال راسل كه چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و آن را قانون قرار داده، گفته است: «اسلام با ازدواج می خواهد انسان واقعی به وجود آورد، و مسئله انسان و انسانیت مطرح است.»

ازدواج در فرهنگ اسلامی، پیوندی مقدّس است كه موجب حفظ دین، افزایش ثواب عبادات، و به وجودآورنده مودّت و رحمت است. ازدواج همچنین عاملی مؤثر در حفظ پاك دامنی و طهارت دل هاست. رسول گرامی(صلی الله علیه وآله)می فرماید: هر كس می خواهد خدا را در حال پاكیزگی و طهارت ملاقات كند به وسیله ازدواج عفّت پیشه سازد. به وسیله ازدواج، یكی از سركش ترین نیروها یعنی غریزه جنسی، ارضا شده، میل به انحراف در انسان كاهش می یابد و در واقع، هوای نفس، كه منشأ بسیاری از ناهنجاری هاست، تا حد زیادی مهار می گردد و مهار هوای نفس از یك سو، و رحمت و مودّت الهی كه در ازدواج حاصل می شود از سوی دیگر، موجب كمال نفس و نورانیت دل می گردد; زیرا كسی كه به طرف گناه و ناهنجاری نرود و مشمول عنایات الهی باشد، به نورانیت درون و قلب نایل می گردد.

 2- عفّت و دوری از گناه

در اثر ازدواج غریزه جنسی، كه یكی از قوی ترین غرایز انسانی است، در مسیر طبیعی خود قرار می گیرد و این پدیده به نوبه خود، موجب می گردد تا انسان از گناهانی كه به خاطر میل جنسی انجام می دهد تا حد زیادی مصون بماند و هیچ گاه دامن خود را به روابط جنسی نامشروع، كه از نظر دین جزو گناهان كبیره است، آلوده نسازد. همچنین ازدواج موجب می گردد تا انسان در مسیر كمال و خودسازی معنوی بیشتر قدم بگذارد و خود را از گناه دور سازد. پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)می فرماید: هر كس در آغاز جوانی ازدواج كند شیطانی كه مأمور اوست فریاد می زند: ای وای! او دو ثلث دینش را از دسترس من حفظ كرد، و ثلث دیگر را هم می تواند با تقوا حفظ كند.

حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) همچنین درباره حفظ عفّت به واسطه ازدواج می فرماید: ای گروه جوانان! هر یك از شما كه می تواند ازدواج كند، اقدام نماید; زیرا ازدواج موجب می گردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفّت انسان حفظ گردد..

به گفته دانشمندان اخلاق، انگیزه اصلی گناهان و انحرافات اخلاقی و تربیتی، سه قوّه است: ۱. قوّه شهویه; ۲. قوّه غضبیه; ۳. قوّه وهمیه. این سه قوّه در مرز تعدیل خود، در وجود انسان برای دفع مفاسد و جلب ارزش ها لازمند. نیروی غضب برای دفاع و مبارزه با تجاوزات بیگانه، نیروی شهوات در مسیر طبیعی برای بقای نسل و لذت ها و تفریحات سالم، و نیروی وهمیه برای كسب امور عادی در حدّ طبیعی لازم است. ولی طغیان و یا تعطیل آنها موجب افراط و تفریط شده، انگیزه انحراف و فساد خواهد گردید.

در قوّه شهویه، مهم ترین عامل تعدیل صحیح آن در شهوت جنسی، «ازدواج» است. ازدواج موجب كنترل این قوّه شده، آن را از تجاوز و طغیان باز می دارد. وقتی جلوی طغیان شهوات گرفته شود، زمینه برای كسب عفّت و دوری از گناه مهیّا می گردد و انگیزه گناه از بین خواهد رفت.
غریزه جنسی مانند آب رودخانه، مایه حیات است. اگر در جلوی آن سدّی بسته شود و دریچه ای پشت سر آن قرار گیرد، آب های رودخانه، مایه حیات دام ها و گیاهان خواهد بود و جمع شدن آب نه تنها موجب ضرر و سیلاب نمی گردد، بلكه با باز كردن سد در هنگام نیاز به آب، می توان از آن استفاده بهینه و منطقی نمود. كنترل شهوات و ارضای آن از طریق ازدواج، مانند آب رودخانه و پشت سد، مایه حیات و به ارمغان آورنده عفت و پاك دامنی در جامعه است.

3- احساس مسئولیت

انسان تا وقتی تنهاست، بیشتر به فكر خود است و حركت او به سوی بی بندوباری و هرزگی، چندان دور از انتظار نیست، بخصوص اگر دین نداشته باشد، احساس مسئولیت هم نمی كند; ولی اگر ازدواج كرد، فكر می كند كه تنها نیست، بلكه پیش وجدان خود، مسئولیت زن و فرزند نیز را بر عهده دارد. از این رو، حركت او به سوی بی بند و باری دشوار می نماید و ازدواج مانند سدّی در سر راهش، او را كنترل می كند.

شواهد بسیاری وجود دارد كه جوانان بسیاری پس از ازدواج، سر به راه شده اند و سبك سری و بیراهه رفتن های گذشته را ترك نموده اند. این سخن نُقل مجالس شده است كه جوانان ازدواج كرده در گفتار خود می گویند: «ما دیگر ازدواج كرده ایم و مثل سابق نمی توانیم به هر جا برویم. برای ما كه زن و بچه داریم، عیب است به هر راهی پا بگذاریم.

این همان «احساس مسئولیت» است كه به این صورت جلوه می كند. احساس مسئولیت پایه مراقبت و كنترل و دوری از هرزگی و اعتیاد و سایر انحرافات خواهد شد. احساس مسئولیت همان وجدان اخلاقی و «نفس لوّامه» است كه نقش بسیاری در پاك زیستی و انضباط رفتاری دارد.
وجدان اخلاقی و احساس مسئولیت در حقیقت، دادگاه كوچكی در درون جان انسان است. هنگام كار نیك، احساس آرامش درونی به وجود می آورد و روح انسان را لبریز از شادی و نشاط می كند، و هنگام خطا و جنایت، طوفانی از غم و اندوه در درون جان پدید می آورد. چنین احساسی قطعاً نیروی مهمی برای جلب سعادت و دوری از هرگونه انحراف است. آری، ازدواج صحیح، نقش سازنده ای در ایجاد چنین احساسی در انسان دارد.

پافشاري اسلام در تحقيق براي انتخاب همسر بسيار قابل توجه است. زيرا سهلانگاري و بيتوجهي در اين امر مهم، ممكن است نسلهاي بعدي را به بدبختي و بيماري مبتلا كند. يعني از طريق ازدواج با افراد نالايق، خصوصيات و آفتها بيماريهاي گوناگون جسمي و روحي به فرزندان و نسلهاي بعدي انتقال مييابد. لذا رسول اكرم ـص ـ در روايتي ميفرمايد.

براي نطفههاي فرد جاي مناسب برگزينيد چرا كه خويشاوندان همسر نقش اساسي در تكوين كودك دارند.

و در معاني الاخبار ص 47 از حضرت پيامبر نقل شده است كه:

همسر مانند گردنبند است، بنابراين بنگر كه چه كسي را به همسري برميگزيني
اسلام به خاطر حفظ سلامت نسل و عدم انحطاط و سقوط خانوادهها تأكيد فراوان به عمل آورده كه با افراد نالايق، نادان و احمق فرومايه ازدواج نشود. چنانچه امام صادق ـ ع ـ ميفرمايد.
شما را از ازدواج با احمق برحذر ميكنم كه همنشيني با او و فرزند حاصل از او موجب تباهي است
(مزرع كافي ج 2 ص 13و 11)

براي انتخاب صحيح همسر روانشناسان و متخصصان امور، معيارها را ذكر كردهاند. اين معيارهاي بايد به خوبي در مد نظر گرفته شوند تا انتخاب صحيح و درست صورت گيرد.
1– ظاهر طرفين مورد پسند باشند: زوجين بايد از نظر ظاهر و قيافه يكديگر را بپسندند. زندگي كردن با فردي كه از نظر ظاهر پسنديده نيست كاري بسيار مشكل است. بنابراين دختر و پسر در ابتدا بايد يكديگر را ببينند و در نظر بگيرند كه آيا وضعيت ظاهري فرد مقابل براي وي قابل قبول است يا خير. و در چه درجهاي از اهميت قرار دارد. آيا ميتواند با مشكلي كه در ظاهر طرف مقابل وجود دارد كنار بيايد و يا برعكس تحمل آن برايش آسان نيست. در نظر بگيرد كه آيا ميتوان آن مشكل را رفع و يا برطرف نمود. و براي برطرف نمودن آن چه راههايي وجود دارد و چه محاسني به آن معايب را ميپوشاند و در چه حدي.

2– برخورداري از سلامت جسم و روان: بايد تحقيق نمود كه زوجين اختلال ژنتيكي و روحي ندارند. اختلافاتي مانند تالاسمي، هموفيلي، دالتونيسم، اسكيزوفرني از بيماريهاي ارثي ميباشند كه با تحقيق و آزمايشهاي دقيق خوني ميتوان به آنها پيبرد اختلالاتي مانند افسردگي ـ وسواس ـ شخصيتهاي پارانوئيد(بدبين) و ميستريك و نارسيستيك(خود شيفته) جزء با مشاورة روانشناسي قابل تشخيص نميباشند. با اينكه ميتوان در ظاهر تا حدودي به افسردگي و وسواس اسكيزونرني و ديگر بيماريهاي جدي روانشناختي پيبرد، اما در اغلب موارد مشاورة ازدواج براي زوجين ضروري است تا ابعاد شخصيتي آنان و اختلالات نهان آنها بارز شود. معلوليتهايي كه احياناً در زوجين وجود دارد، قبل از ازدواج بايد عنوان شود تا بعدها مشكلي ايجاد نشود. طرفين با آگاهي كامل از سلامت جسم و روان يكديگر بايد به اتخاذ تصميم بنشينند.

.3– سن: تفاوت سني مطلوب از نظر روانشناسان 8-3 است. مرد بايد از زن بزرگتر باشد.
4– تحصيلات: تحصيلات زوجين يا بايد برابر باشد يا تحصيلات مرد بيشتر از زن باشد و بهتر است فقط يك مقاطع فاصله داشته باشند بدينصورت كه اگر مرد ليسانس است زن ليسانس يا ديپلم باشد. نه مرد فوق ليسانس و زن ديپلم و پائينتر و برعكس. بهتر است هر دو تحصيلات دانشگاهي داشته باشند و يا هر دو ديپلمه باشند. حتي المقدر بهتر است تحصيلات مرد بيشتر از تحصيلات زن باشد. تحصيلات كمتر مرد به هيچ وجه مورد تأييد نيست.

5– شغل: شغل طرفين بايد مورد بررسي قرار گيرد. آيا مرد به ادامه فعاليت و كار زن راضي است يا نه؟ آيا زن ميتواند از كار در بيرون از منزل منصرف شود؟ آيا اختلافي بين تمايل زن(براي كاركردن) و مرد وجود دارد يا نه؟ اين موارد بايد قبل از ازدواج بررسي شوند. اما شغل مرد و در صورت شاغل بودن زن، شغل زن بايد ثابت و سالم باشد در اكثر مواقع تغييردادنهاي بيدليل شغل ميتواند ناشي از وجود كي نوع اختلال شخصيت باشد. فردي كه بدون دليل موجه دائماً شغلش را عوض ميكند براي ازدواج مناسب نيست در ضمن مشاغلي مانند كوپنفروشي دست فروشي شغل ثابت محسوب نميشود. اما شغل بايد سالم باشد محيط كار طرفين از نظر اخلاقي و اجتماعي محيطي سالم باشد تا به بافت خانواده لطمه نزند در كتاب شرح نهجالبلاغه بنابي الحديد ج 20 ص 270 ميخوانيم اميرالمومنين فرموده است وقتي محيط اجتماع آلوده باشد. سجاياي انساني بيرونق و زيانآور ميشود و برعكس رذائل در جامعه رايج و سودبخش ميگردد.

همچنين در كارهايي مانند قاچاق، كارهاي خلاف و غيرقانوني نبايد مشغول باشد مرد بايد داراي شغل و درآمد باشد.

6- اقتصاد خانواده: طرفين ازدواج نبايد از دو طبقه مختلف اقتصادي باشند وضعيت مالي و مادي خانواده‌ها بايد برابر باشد تفاوت زيادي نداشته باشد چه در مورد زن و چه در مورد مرد اين نكته صدق ميكند. هر دو بايد در يك سطح باشند. از نظر وضعيت اقتصادي حداقل در رفاه نسبي باشند چنانچه در بحارالانوار ج 15 ص 236 مي‌خوانيم: موسي‌بن جعفر ـ ع ـ فرمود: خوشبخت انسان با ايماني است كه براي گذراندن زندگي درآمد كافي داشته باشد.

7- وضع فرهنگي خانواده: خانواده‌ها بايد هم‌فرهنگ باشند و در يك سطح فرهنگي قرار گرفته باشند. مثلاً خانواده‌اي كه شغل آنان بازاري است و خانواده اي كه جزء طبقه فرهنگي محسوب مي‌شود هر كدام فرهنگ زندگي خاص خود را دارند و در يك سطح قرار نمي‌گيرند در عين حال زوجين بايد هم دين باشند يعني هر دو مسلمان يا هر دو مسيحي علاوه برآن بايد مذهب باشند هر دو شيعه هر دو سني هر دو كاتوليك و غيره. روانشناسان معتقدند بهتر است زوجين حتي هم‌زبان باشند يعني ازدواج ترك با ترك كرد با كرد و تركمن با تركمن موارد بسياري از طلاقها ناشي از عدم هماهنگي وضع فرهنگي زوجين مي‌باشد. گاهي اوقات فقط اختلاف زبان منجر به گسستگي پيوند زناشويي شده است. نقش خانواده به دوستان و آشنايان در زندگي فرد بايد بررسي گردد. محيط دوستان نزديكان همسايگان اگر نامناسب باشند در روي افراد تأثير قابل توجهي دارند. شعر زير گواه اين مطلب است.

پسر نوح با بدان بنشست

خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب كهف روزي چند

پي‌نيكان گرفتار و مردم شد

و در كتاب شرح نهج‌البلاغه مي‌خوانيم: حضرت علي ـ ع ـ فرمود: از مصاحبت با افراد فاسد بپرهيز زيرا طبيعت به طور ناآگاه بدي و ناپاكي را از طبع منحرف مي‌دزدد در حاليكه تو از آن بي‌خبري
8- اخلاق و ايمان: اخلاق يعني خوش‌رويي ـ عصباني نبودن ـ پرخاشگري نبودن تحمل داشتن و صبور بودن همچنين عدم اعتياد به مواد مخدر و الكل نيز در اين مقوله جاي ميگيرد. الكل هم حيا را مي‌برد و هم خشونت مي‌‌آورد. لذا در انتخاب همسر بايد دقت نمود تا فرد از نظر اخلاقي موردي نداشته باشد زوجين بايد از تحمل و صبر برخوردار باشند تا بتوانند معايب يكديگر را تحمل نموده و در مواقع بروز مشكلات صبوري نشان دهند كسانيكه از صبر بي‌بهره‌اند امكان بروز اختلافات روحي در آنان وجود دارد. همچنين عصبي شدنها و پرخاشگريهاي ناگهاني ناشي از عدم تحمل و صبوري است كه مي‌تواند منجر به بروز مشكلاتي ديگر من جمله كتك‌زدن و فحاشي‌ها و درگيريهاي لفظي و بدني شود اعتياد به مواد الكل نيز اين مشكلات را به بار مي‌آورد. لذا داشتن وجدان و ايمان و اعتقادات مذهبي و صداقت و وفاداري از جمله ويژگيهاي فردي است كه به همسري انتخاب مي‌شود. هر يك از زوجين بايد در مورد خانوادة طرف مقابل و فضائل اخلاق و رذائل اجدادي اطلاع داشته باشند از نظر اسلام فضائل يا رذائل آباء و اجداد و نياكان در نسلهاي آينده بدون شك اثر دارد و فرزندان وارث خصوصيات آنان مي‌باشند خداوند متعال از زبان حضرت نوح ( ع ) فرموده است: پروردگارا: اين مردم كافر و گمراه را از صفحة روزگار برانداز، چه اگر آن‌ها را به حال خود واگذاري از طرفي مايه گمراهي ديگران مي‌شوند و از سوي ديگر فرزنداني كه مي‌آورند جز آلوده و پليد نخواهد بود. ترجمه سورة نوح، آيه‌هاي 26-27 اسلام به خاطر پاكي نسل ، مراقبتهاي عميق و لازم به عمل آورده است و تأكيد نموده كه با افراد بداخلاق و ناشايسته ازدواج صورت نگيرد در كتاب مسائل‌الشيعه ج 5 ص 10 آمده است: حسين‌بن بشار واسطي به حضرت امام رضا ( ع ) نامه‌اي نوشت: يكي از بستگانم درخواست وصلت با من دارد ولي بداخلاق است حضرت در جواب نامه فرمود اگر اخلاقش بد است با او ازدواج نكن. با معيارهايي كه ذكر شد كه البته لزوماً كافي نيستند، مي‌توان به انتخاب و تصميمي عاقلانه مبادرت نمود به خاطر داشته‌ باشيم براي يك ازدواج موفق يكي از شرايط انتخاب صحيح است.